خرید بک لینک
سلام شیشه جان وبلاگت رمزی شده

نمی دونم قصد داری به کسی رمز بدی یا کلا می خواهی خصوصی بنویسی

به هر حال من دوست دارم همراهت باشم

اگه دوستی هست که به شیشه جان دسترسی داره پیغام منو وچند تا از دوستای مشترک که پیگیر وبلاگش خستیم رو بهش برسونن مرسی

برچسب: نویسنده: هستی حیدریان تاريخ: جمعه 26 بهمن 1397 ساعت: 21:24

پنج شنبه پسرعموی همسر برای شام دعوتمون کرده بود البته بیست نفری مهمون داشت ساعت 7بود که همسر اومد گفتم آماده شیم میگه زوده این چندروز خیلی کم همدیگه رو ندیده بودیم میگه بیا بشین ببینم چته چرا یه جوری

برچسب: نویسنده: هستی حیدریان تاريخ: جمعه 26 بهمن 1397 ساعت: 21:24

تو نوشته قبلی گفتم که شوهر خواهر ماشینش رو فروخته سه چهار روز پیش یه ماشین جدید میبینه ومی پسنده ومی خواد معامله کنه که میره بانک وچکی که برای ماشین گرفته رو می خواد نقد کنه که مشخص میشه چک دزدیه یه ش

برچسب: نویسنده: هستی حیدریان تاريخ: جمعه 26 بهمن 1397 ساعت: 21:24

از پنج شنبه صبح بگم که خواهری زنگ زد که برم خونشون وناهار رو با هم بخوریم وموهامون رو چون می خواستیم رنگ طبیعی بدون دکلره بذاریم خودمون رنگ کنیم سریع حاضرشدم ورفتم با خاله ومامان ودوتا خواهریا جمع مون

برچسب: نویسنده: هستی حیدریان تاريخ: جمعه 26 بهمن 1397 ساعت: 21:24

صفحه بندی